نجات :
- مردم ایران برای نجات از گذشته وپای گذاشتن درجاده تمدن وترقی چاره ای جز بازنگری دراکثر شئون خود اعم از اجتماعی، روان شناسی ، جامعه شناسی، اعتقادی، سیاسی و......ندارد وتجدیدنظردرآنهارا باید دردستور کار جدی خودقرار دهد زیرا خیلی ازباورهای چندین ده،سده وهزاره گذشته ما اشتباه بوده که باید ازآنها دست شست وباورهای جدید متناسب باخلق وخوِی ، شرایط جغرافیائی، تاریخی ،امکانات ومواهب طبیعی ،فرهنگی .بین المللی و...... را جایگزین باورهای غلط واشتباه گذشته کرد وگرنه درجازدن نظیر سده های گذشته اجتناب ناپذیراست، بطوریکه ماازقافله جهان متمدن که هیچ از ملل همجوارمان نیز درحال عقب افتادگی هستیم واین چیزی نیست جز تکیه برباورهای غلط وپافشاری در صحت باورهائی که بی نتیجه بودن بکارگیری آنها سالیان زیادی است که تجربه وثابت شده ولی دلیل آنرا مجریان آنها میدانیم درصورتیکه یک بار حتی یک بارهم نشده با شهامت وشجاعت به خود بتازیم که ای بابا شاید اساسا" فرمول غلط است که قرون متمادی نتیجه نداده وروز به روز مارااز قافله تمدن عقب مانده نگه داشته وروز به روز ودربرخی موارد لحظه به لحظه براین فاصله میافزاید ویقینا" مارابه سر منزل مقصود نخواهد رساند . مثل این میماند معلمی سالیان سال درسی راتدریس کند . امتحان سختی هم بگیرد وحتی برخی ازشاگردانش را مردود کرده ووادار به دوباره وچندباره خوانی کند ولی همین محصلین قبول شده ازآن درس وقتی وارداجتماع شدند وخواستند فرمولهای آموخته خودرا درعمل کاربردی کنند متوجه شوند جواب ونتیجه درستی که انتظاردارند حاصل نمیشود وهماره خودرا مقصر بدانند که حتما" مادرسمان راخوب نیاموخته ایم ویادراجرائی کردن فرمول وروش اشتباه کرده ایم وهیچ گاه درتصور شان به لحاظ سخت گیریها ی زمان آموزش وسختی امتحانات خطور نکند که اساسا" روش(فرمول) اشتباه است وماهیچ تقصیری درپیاده کردن متد نداریم یاحداقل بگوئیم بابا این فرمول وروش مربوط به مثلا" مناطق قطبی است وبه هیچ وجه با شرایط تاریخی.اجتماعی.فرهنگی.آب وهوائی و......جامعه من تطابق ندارد وتازه دراجراعی کردن درهمان مناطق قطبی هم موفق نبوده وامابعد......89.11.14
روایت بود از قدما که دروغگو دشمن خداست وتمامی سایر گناهان رابه پای دروغ نرسیدی ، لیک امروز که معانی کلمات کمی تا قسمتی تغییر یافته ظاهرا"روایت است که دروغگواگر دوست خدانباشدآنچنان دشمن خداهم نیست زیرا هیچ مجتهدی براساس وظیفه شرعیش که امر به معروف ونهی ازمنکراست متعرض آنها نمیشود فلذا گوئی گناهی از آنها سرنزده ونیاز به تذکر ونهی ازمنکرندارد .
- مراجع محترم ومعززی که اگر تارموئی از زنی نوجوان،جوان ،مسن وپیر بینند ویا شنوند فریاد وااسلاما و......سرداده وقیصریه ها به آتش میکشند پس به اعتقاد آنهادرغگوئی زیاد هم گناه نیست (که قدما آن را درردیف گناهان کبیره میدانستند وآن راباب افساد میشمردند ) وگرنه قطعا" ویقینا" برطبق وظیفه شرعیشان نهی ازمنکر میفرمودند . البت قدمابه اشتباهات زیادی اعتقاد داشتند وآنهارا بین طرفداران خود رواج میدادندکه امروز جانشینان آنها مشمول قانون تکامل گردیده ، متحول شده وتغییر عقیده (همان آپتودیت مستفرنگان) داده وخودرابازمانه منطبق نموده اند وگناهانی نظیر : دروغ گوئی،مال مردم خوری، تجاوز به نوامیس مردم ، دست اندازی به بیت المال (زیرا اساسا" بیت المال متعلق به مالدار است ومردم عادی یاهمان امت مالی نداشته وندارند که محق استفاده از بیت المال باشند مگر صدقه که آنهم با کمال دست ودلبازی مرتب به امت (بخصوص شهید پرورانش) تادیه میشود، وعده های بخصوص ازنوع سرخرمنیش و........و خیلی گناهان ریز ودرشت که هرچه به مغزم فشارآورده ومی چلانمش چیز دیگری از تراوش نمیکند . (البته اگر مغزی داشته باشم یا مانده باشد ) . 89.11.06
انرژی و تاثیرش بر قیمت ها :
اگر کسی درس های ترمودینامیک، مکانیک و یا حداقل فیزیک دوره دبیرستان خود را درست آموخته باشد حتماً می داند که بدون انرژی همه چیز متوقف و سکون مطلق بر جهان مستولی خواهد شد وهمچنین همگان می دانند که در دنیای امروزی انرژی سهم عمده در اقتصاد و سیاست کشورها و جهان بازی می کند و اگر با بحث یارانه ها و حذف سوبسیدها پیوند بخورد اهمیت موضوع در پهنه اقتصاد داخلی و جهانی دوچندان می گردد .
چندی پیش یکی ازدولتمردان در صحبتی که متاسفانه از رسانه مهم و تاثیرگذاری همچون سیمای ج. ا. ا. پخش شددر باره انرژی و تاثیرش بر قیمت ها ، محاسبه ای ساده و سطحی ارائه داد و جالب این است که تاکنون مورد نقد واعتراض کسی حتی از تحصیل کرده های این مرز و بوم واقع نشده تا ایشان را از اشتباه بزرگی که آگاهانه و یا ناآگاهانه در این محاسبه انجام شده مطلع کند .
ایشان در مصاحبه خود نقل به مضمون گفته اند که مثلاً یک تریلی وقتی باری را از بندر به تهران حمل می کند قبلاً کرایه اش یک میلیون تومان بوده و هزینه سوخت گازوئیل تریلی در این سفر را براساس ۷۰۰ لیتر مصرفی با قیمت قبل از آزادسازی (هرلیتر ۱۶۵ ریال معادل -/۵۰۰ر۱۱۵ ریال ) محاسبه و به عدد ده میلیون ریال تقسیم و در عدد صد ضرب و به ۱۵۵/۱ درصد رسیده اند و نتیجه گیری شده که سوخت مصرفی این تریلی در طول این سفر کمتر از دو درصد از کل هزینه را به خود اختصاص داده لذا چنانچه سوخت آزاد شود مالکین تریلی حق ندارند کرایه را بیش از این حدود افزایش دهند .
اما اشتباهات فاحشی که در این نوع محاسبه ی "به قول عوام سرانگشتی"، رخ داده و از دید ایشان پوشیده مانده، "به زبون خودمونی ما" به شرح زیر است:
۱ - همین تریلی در سفر بعدی که با سوخت آزاد سفر کند باید ۷۰۰ لیتر گازوئیل لیتر ۳۵۰۰ ریال مصرف نماید که درآن صورت بابت سوخت به جای -/۵۰۰ر۱۱۵ریال، مبلغ -/۰۰۰ر۴۵۰ر۲ ریال پرداخته می شود. بنابراین، سوخت مصرفی با همان کرایه یک میلیون تومان معادل ۵۰/۲۴ درصد از مبلغ کرایه را تشکیل می دهد و نه ۱۵۵/۱ درصد آن.
مهمتر اینکه در محاسبه بالا رقم عمده ای که توجه نشده، این است که تریلی ها و عموماً در شبکه باربری، خودرو ها اکثرا" مجبورند یک راه را بدون بار طی کنند. هرچند همین خالی رفتن باعث کاهش سوخت مصرفی میشود لیکن بدون تردید در حد خود تعیین کننده و موثر است، که در محاسبات بالا از قلم افتاده و با محاسبات بنده درصد هزینه سوخت به عددی نزدیک ۴۰ درصد بالغ می شود.
۲ - اگر همین تریلی سوخت را از قرار لیتری -/۵۰۰ر۱ ریال بپردازد با در نظر گرفتن آنچه گفته شد، درصدها به جای ۵۰/۲۴ درصد، ۵۰/۱۰ درصد و با در نظر گرفتن پارامتر، رفت و برگشت خالی به عدد ۱۷ درصد خواهیم رسید مگر اینکه ماشین حساب من از جائی غیر از نارمک خریده شده باشد و اشتباه محاسبه نماید .
۳ – و اما اشتباه اصلی تر و افحش در محاسبه مزبور این است که از باد لاستیک این تریلی تا تامین تمام قطعات اصلی آن نظیر موتور، شاسی، اطاق، یدک و مواد مصرفی اش مانند لاستیک، تیوپ، پیچ و مهره، روغن موتور و ........بالاخره تعمیرات آن، من بعد با به نرخ های جدید تولید ارائه شده و بهای آنها به دلیل مصرف سوخت گرانتر، بالاتر می رود و این موضوع حتی در باره هزینه های مصرفی خود راننده ( مانند خورد و خوراک، پوشاک و غیره ) و سایر مایحتاج موردنیاز خودرو صادق است. هرچند اینها، بخش کمی از عوامل موثر در افزایش قیمت حمل بار است و خیلی از پارامترها ی دیگر که در حوصله این یادداشت نیست ولذا در محاسبات منظور نشده است.
علت ارائه چنین محاسبات اقتصادی نادرست بر مردم پوشیده است. شاید تصور می شود اکثریت افراد جامعه، محاسبات این چنینی را بررسی نمی کنند و یا متوجه این مسائل نشده و حتی مقدمات علم اقتصاد و ریاضیات را هم نمی دانند که آقایان چنین تجاهل العارفین می کنند.
امیدوارم دولتمردان در صحبت ها و محاسبات آتی با دقت کافی اظهارنظر نمایند به خصوص وقتی کلام آنان با سیاست ها و اقتصاد کلان کشورمان بستگی پیدا می کند .
انيشتين سر سفره هفت سين دکتر حسابي
در زمان تدريس در دانشگاه پرينستون دکتر حسابي تصميم مي گيرند سفره ي هفت سيني براي انيشتين و جمعي از بزرگترين دانشمندان دنيا از جمله "بور"، "فرمي"، "شوريندگر" و "ديراگ" و ديگر استادان دانشگاه بچينند و ايشان را براي سال نو دعوت کنند.. آقاي دکتر خودشان کارتهاي دعوت را طراحي مي کنند و حاشيه ي آن را با گل هاي نيلوفر که زير ستون هاي تخت جمشيد هست تزئين مي کنند و منشا و مفهوم اين گلها را هم توضيح مي دهند. چون ميدانستند وقتي ريشه موضوع مشخص شود براي طرف مقابل دلدادگي ايجاد مي کند.
دکتر مي گفت: " براي همه کارت دعوت فرستادم و چون مي دانستم انيشتين بدون ويالونش جايي نمي رود تاکيد کردم که سازش را هم با خود بياورد. همه سر وقت آمدند اما انيشتين 20دقيقه ديرتر آمد و گفت چون خواهرم را خيلي دوست دارم خواستم او هم جشن سال نو ايرانيان را ببيند. من فورا يک شمع به شمع هاي روشن اضافه کردم و براي انيشتين توضيح دادم که ما در آغاز سال نو به تعداد اعضاي خانواده شمع روشن مي کنيم و اين شمع را هم براي خواهر شما اضافه کردم.
به هر حال بعد از يک سري صحبت هاي عمومي انيشتين از من خواست که با دميدن و خاموش کردن شمع ها جشن را شروع کنم. من در پاسخ او گفتم : ايراني ها در طول تمدن 10هزار ساله شان حرمت نور و روشنايي را نگه داشته اند و از آن پاسداري کرده اند.
براي ما ايراني ها شمع نماد زندگيست و ما معتقديم که زندگي در دست خداست و تنها او مي تواند اين شعله را خاموش کند يا روشن نگه دارد."
آقاي دکتر مي خواست اتصال به اين تمدن را حفظ کند و مي گفت بعدها انيشتين به من گفت: " وقتي برمي گشتيم به خواهرم گفتم حالا مي فهمم معني يک تمدن 10هزارساله چيست. ما براي کريسمس به جنگل مي رويم درخت قطع ميکنيم و بعد با گلهاي مصنوعي آن را زينت مي دهيم اما وقتي از جشن سال نو ايراني ها برمي گرديم همه درختها سبزند و در کنار خيابان گل و سبزه روييده است."
بالاخره آقاي دکتر جشن نوروز را با خواندن دعاي تحويل سال آغاز مي کنند و بعد اين دعا را تحليل و تفسير مي کنند.. به گفته ي ايشان همه در آن جلسه از معاني اين دعا و معاني ارزشمندي که در تعاليم مذهبي ماست شگفت زده شده بودند.
بعد با شيريني هاي محلي از مهمانان پذيرايي مي کنند و کوک ويلون انيشتين را عوض مي کنند و يک آهنگ ايراني مي نوازند. همه از اين آوا متعجب مي شوند و از آقاي دکتر توضيح مي خواهند. ايشان مي گويند موسيقي ايراني يک فلسفه، يک طرز تفکر و بيان اميد و آرزوست. انيشتين از آقاي دکتر مي خواهند که قطعه ي ديگري بنوازند. پس از پايان اين قطعه که عمدأ بلندتر انتخاب شده بود انيشتين که چشمهايش را بسته بود چشم هايش را باز کرد و گفت" دقيقا من هم همين را برداشت کردم و بعد بلند شد تا سفره هفت سين را ببيند.
آقاي دکتر تمام وسايل آزمايشگاه فيزيک را که نام آنها با "س" شروع مي شد توي سفره چيده بود و يک تکه چمن هم از باغبان دانشگاه پرينستون گرفته بود. بعد توضيح مي دهد که اين در واقع هفت چين يعني 7 انتخاب بوده است. تنها سبزه با"س" شروع مي شود به نشانه ي رويش.. ماهي با "م" به نشانه ي جنبش، آينه با "آ" به نشانه ي يکرنگي، شمع با "ش" به نشانه ي فروغ زندگي و ...
همه متعجب مي شوند و انيشتين مي گويد آداب و سنن شما چه چيزهايي را از دوستي، احترام و حقوق بشر و حفظ محيط زيست به شما ياد مي دهد. آن هم در زماني که دنيا هنوز اين حرفها را نمي زد و نخبگاني مثل انيشتين، بور، فرمي و ديراک اين مفاهيم عميق را درک مي کردند.
بعد يک کاسه آب روي ميز گذاشته بودند و يک نارنج داخل آب قرار داده بودند. آقاي دکتر براي مهمانان توضيح مي دهند که اين کاسه 10هزارسال قدمت دارد. آب نشانه ي فضاست ونارنج نشانه ي کره ي زمين است و اين بيانگر تعليق کره زمين در فضاست. انيشتين رنگش مي پرد عقب عقب مي رود و روي صندلي مي افتد و حالش بد مي شود.
از او مي پرسند که چه اتفاقي افتاده؟
مي گويد : "ما در مملکت خودمان 200 سال پيش دانشمندي داشتيم که وقتي اين حرف را زد کليسا او را به مرگ محکوم کرد اما شما از 10هزار سال پيش اين مطلب را به زيبايي به فرزندانتان آموزش مي دهيد. علم شما کجا و علم ما کجا؟!"
خيلي جالب است که آدم به بهانه ي نوروز يا هر بهانه ي خوب ديگر ، فرهنگ و اعتبار ملي خودش را به جهانيان معرفي کند.
از خاطرات آقای مهندس ايرج حسابي